محمد تقي جعفري

268

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

خود را قهرمان بنامد و شبانگاه با فكر راحت در رختخواب خود بيارامد و انسانهائى فراوان را از آشيانهء محبوب حيات بيرون آورده و طعمهء لبهء شمشيرها نمايد و كاخ خود را با شكوه و جلال بنا نهد و با قيافه اى خرسند از زندگى خويش به قدم زدن در آن كاخ بپردازد . مال و منالى ندارد كه مانند دامهاى فريبنده سر راه آدميان بگستراند و همهء آنان را شكار كند . مقامى ندارد كه بتواند با كمال بىاعتنائى به ارزش شخصيت انسانها ، دلها و عقول آنان را تسخير نمايد و از پديدهء اختيار آن بزرگترين نعمت الهى محرومشان بسازد . 11 ، 12 - و منهم المصلت لسيفه و المعلن بشرّه و المجلب بخيله و رجله قد اشرط نفسه و اوبق دينه لحطام ينتهزه او مقنب يقوده او منبر يفرعه ( گروهى شمشير كشيده ، شر خود را آشكار ساخته ، سوار و پياده بسيج نموده نفس خود را ( براى فساد در جامعه ) مقيد ساخته و دين خود را تباه كرده است ، تا پشيزى از مال دنيا بغنيمت ببرد و سوارانى بدنبالش بيفتند و يا منبرى بدست بياورد كه روى او نشيند و برترى بر ديگران بجويد ) اين نابكاران كه خود را متعهد رواج شر و فساد و درو كردن جانهاى آدميان ساخته اند در منطق آن انساننماها كه بارقه‌هاى سازندهء عقل و مشعلهاى فروزان وجدان جاى خود را به برق شمشير خونبار خالى مىنمايد ، و خيرخواهى و سبقتگيرى در خيرات مبدل به بدخواهى و شر افروزى مىگردد ، هيچ قضيه و اصلى جز با محتواى شر و فساد و حركات ضد انسانى مطرح نيست . معناى « كل از جزء بزرگتر است » در اين منطق ، در هيچ مورد جز در اين كه كل كشته شدگان با نقشه كشىها و اسلحهء او كه يك ميليون انسان هستند از نهصد و نود و نه هزار و نهصد و نود و نه بزرگتر است . به كار نمىرود . محتواى تطبيقى همهء اصول رياضى بر جهان